تبليغاتX
بسم الله الرحمن الرحیم - شهیدان زنده اند ...
السلام علیک یا صاحب الزمان (عج)

بارها شنيده ايم که «شهداء زنده اند» و بسيار در قرآن در وصفشان خوانديم که « احياء عند ربهم يرزقون» ؛ ولي شايد خيلي ها اين زنده بودن را فقط يک توصيف الهي بدانند.

 

اين هم نمونه اي ديگر از زنده بودن واقعي شهداء:

 

اون روز بدجور کلافه و نگران بودم. آخه صبح تو مدرسه برنامه امتحانات ثلث دوم رو داده بودند و گفته بودند حتماً بايد پدر يا مادر اونو امضاء کنه.

 

            


بابا که هنوز چهلمش نشده بود و مامان هم که برا ختم بابا رفته بود خوانسار. نمي دونستم چي کار بايد بکنم، تا شب يه ذره هم از اين استرس و ناراحتيم کم نشد که نشد. فردا چي بايد جواب مدرسه رو مي دادم؟! خيلي نگران بودم.

 

شب تو خواب، بابا رو ديدم که با همون لباس روحاني اومده خونه. خيلي خوشحال شدم. ازش پرسيدم: آقا جون ناهار خورديد؟ گفت: «نه.» داشتم مي رفتم تو آشپز خونه تا براش غذا بيارم که بهم گفت: «زهرا جون! اون ورقه رو بيار امضا کنم.» من که اصلاً حواسم نبود، گفتم: کدوم ورقه؟ گفت: «همون که امروز تو مدرسه بهت دادن تا امضاء بشه.» تازه يادم اومد. رفتم ورقه رو آوردم. دنبال خودکار مي گشتم، ولي هر چي پيدا مي کردم، خودکار قرمز بود. بابا هم که اصلاً عادت نداشت با خودکار قرمز بنويسه. خلاصه يه خودکار سياه پيدا کردم و دادم به بابا. بابا هم خودکار رو گرفت و کنار برنامه نوشت:

 

« اينجانب رضايت دارم.»

 

بعدش هم کنارش امضاء کرد.

 

منم رفتم که برا بابا غذا بيارم که که ديدم بابا نيست. دويدم تو حياط، ديدم مثل هميشه داره به سر و وضع باغچه مي رسه. پرسيدم: چي مي کني؟ گفت: «عيد نزديکه و بايد سر و ساموني به اين باغچه بدم.» تو همين صحبتها بودم که يه دفعه ديدم بابا نيست. هر جا رو گشتم، ديگه پيداش نکردم. اونقدر نارحت شدم که گريه ام گرفت و از شدت گريه از خواب پريدم. 

 

صبح که داشتم وسايلم رو برا مدرسه جمع مي کردم، يه حسي به من مي گفت که يه نگاهي به اون برگه کنم. رفتم برگه رو برداشتم. از تعجب خشکم زد. آره! همون جمله بابا ولي با رنگ قرمز تو برگه بود و کنارش امضاش....!!

 

 

 

بعد ها هم يکي از دوستاي بابام که تو درستي اين قضيه شک داشت، خواب بابا رو ديده بود که بابا سه بار بهش گفته بود: «شک داري؟! تو شک خودت تا قيامت بمون!»

 

حتي بابا تو خواب مامانم هم اومده بود و به اونم گفته بود که به هيچ وجه شک نکني که من برگه رو امضاء کردم.

 

پي نوشت:

 

- شهيد صالحي خوانساري، متولد 1323 که در زمان شهادت 39 سال داشته؛ ايشان از شاگردان آيت ا.. سعيدي بوده و در 30 بهمن 1362 توسط منافقين کوردل در منطقه جوانرود کردستان به شهادت رسيد. مزار ايشان در گلزارشهداي قم، قطعه4 ، رديف 7 مي باشد.

 

- اين جريان مورد تاييد بسياري از جمله حضرت آيت ا.. خزعلي بوده که دستخط ايشان در زير برنامه مشهود است. حتي نمونه امضاء و دستخط نيز، مورد بررسي دقيق کارشناسان تطبيق خط قرار گرفته که مورد تاييد ايشان هم مي باشد.

 

- اصل کارنامه در موزه شهداي تهران در معرض ديد عموم قرار دارد.

نقل از  :  http://aflakian.blogfa.com

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمود  |